ناصر الدين شاه قاجار
117
شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )
منزل . از ديشب ببرى خان گم شده بود . رفته بود توى اردو . رفته بود چادر والده شاه ، روى پوش خوابيده بود . از صبح الى وقتى كه زيارت رفتم ، هرچه گشتند . پيدا نشد . بعد پيدا شده بود . بسيار ذوق كردم . شب را بعد از شام عرفانچى آمد . روزنامه خواند . بعد خوابيدم . zaki دلبر ناخوش است . امين السلطان تب دارد ، حاجى ميرزا على حكيم الممالك را از روز آخر كاظمين الى حال نديدهام . روز شنبه نهم [ شهر رمضان ] امروز صبح سوار شده ، از صحرائى انداخته به حر رفتيم . پاشايان وزير خارجه ، حسام السلطنه ، يحيى خان ، پيشخدمتها يعنى محمد على خان ، رضا خان ، ميرزا على خان ، امين الملك هاشم ، محمد تقى خان گشاد ، ميرزا حسين خان و . . . مشير الدوله تب كرده است . تيمور ميرزا هم بود همهجا از صحرا ما بين مغرب به شمال رانديم . يك فرسنگ چاقى راه بود [ 362 ] ميرشكار ، سارى اصلان ساير نوكرها همه بودند . بين راه كلاغ زيادى بود . صحرا هم صاف بود . جاى اسب انداختن بود . جلفه را هم سوار بودم دو كلاغ نشسته بود ، اسب انداختم . سر تاخت يك كلاغ را روى هوا زدم ، افتاد . همه عثمانيها مىديدند . بسيار خوب زدم . بعد رانديم دو سه تير ديگر در تاخت به كلاغ انداختم ، نخورد ، تيمور ميرزا هم انداخت ، نزد . على بيگ افندى را گفتم بزند . روى اسب نمىتوانست تفنگ بيندازد . پياده شده يك كلاغ زده بود . خلاصه رسيديم به حر دورش ديوارى مربع دارد گنبدى در وسط صحن است ، از آجر و خاك . دو نفر عربى متولى بودند . توى گنبد بيرون صحن بسيار بد نگاه داشته بودند . ناتميز بود . گويا مردم مثل كاروانسرا هرچه مال داشته اينجا مىبستند . پهن و . . . زياد بود . زيارتنامه [ را ] عربى خواند . اما خيلى طول داد . بعد آمديم بيرون قبر حر ، ضريح « 1 » برنجى داشت . به پاشا سفارشى شد نگذارد مال « 2 » آنجا ببندند . مستحفظ درست بگذارد . بعد رفتيم بالاتر در صحرا ، سر نهر حر ، كه از نهر حسينيه سوا كردهاند . به ناهار افتاديم . آنطرف نهر ايلات عرب « زكاريد » زيادى افتاده بودند . يك نفرشان را آوردند . به تيمور عربى حرف زد . معلوم شد زكاريد پانصد ، ششصد خانوار هستند . و زارع و گوسفنددار هستند . به زيارت قبر حر ، زوّار بسيار كم مىآيند . اينجاها مخوف است . دزدگاه
--> ( 1 ) . اصل : زريح ( 2 ) . چهارپايان